محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

5

اكسير اعظم ( فارسى )

تمامى بدن . و ايضا هضم ثانى در جگر است و شروع آن هضم از ماساريقا هر گاه در جگر فسادى افتد و توزيع اخلاط و هضم آن كما ينبغى نشود و ضرر او در تمام بدن ظاهر مىشود و به مشاركت وى در معده نيز خلل مىافتد پس هر قدر كه در معالجهء او اعتنا و اهتمام رود اولى است و در جميع امراض كبدى لحاظ قواى اربعهء آن ضرور است اگر در قوتى از آن ضعف دريابند به تقويت آن كوشند و در سوء مزاج به تعديل و در سده به تفتيح پردازند و همه آنچه خوشبو و لذيذ و مفتح و مدر باشد اصلاح كبد نمايند و تأثير اطليه در كبد اسرع نشناسند اما چون جگر عضو رئيس و نازك است هيچ دواى قوى التحليل بر آن استعمال نشايد كرد و تا وقتى كه سبب مشخص نگردد و طلا نكنند و در مرض مادى قبل از تنقيه استعمال اضمدهء بارد بر جگر محدث سده است . و چون طحال خادم جگر است جهت آنكه سودا از وى به خود مىكشد و كذلك مراره به واسطهء آنكه صفرا به سوى آن مندفع مىشود اصلاح حال اينان موجب اصلاح احوال جگر است پس تدبير اينها نيز لازم باشد تا به فساد عام نكشد و فرق در علاج طحال و كبد به اعتبار قوت و ضعف است زيرا كه تا ممكن بود بر كبد استعمال ادويهء حاده مثل سركه كهنه روا نيست . و به قول شيخ و بعض شراح قانون بايد كه در كبد حفظ صحت بالمثل و دفع مرض بالضد كنند و در تدبير مداوات اورام و قروح و آفات مقدار و در تفتيح سدد و غير آن بدانچه در سائر اعضا واجب است و بهترين اوقات خوردن دوا در امراض كبد و خصوصاً بنا بر سدد كبد و مانند آن وقتى است كه غذا از معده به سوى جگر نفوذ كرده و هضم در آن پذيرفته و فضول از آن جدا گشته باشد تا مأكول و مشروب مانع نفوذ دوا به سوى كبد نشود و دوا جگر را خالى از تصرف در غذا يابد و تصرف او در غذا از تصرف آن در دوا باز ندارد و نيز غذا مخالط دوا نشود تا موجب ضعف فعل آن گردد و ميان نوشيدن دوا و خوردن غذا زمانهء صالح بود و در عادت مردم آن وقتى است كه هنگام برخاستن از خواب شب و قبل استحمام باشد . و ايضا واجب است كه ادويهء محللهء مفتحه كه در امراض كبدى مادى مثل سدى و ورمى استعمال كنند از قوابض مقويهء عطريهء حافظ جوهر او به قبض و عطريت خود خالى نباشد مگر آنكه يبوست مفرط احداث كنند و واجب نيست مبالغه در تدبير جگر تا ممكن بود كه مؤدى به استسقا مىگردد و نه در تسخين آن كه منجر به ذبول مىشود پس علاج به رفق نمايند و تبريد و تسخين او با احتياط و حذر كنند و به مبردات كبد مقويات مسخنهء آن و به مسخنات مقويات مبرده مخلوط سازند و ادويهء عطريهء قابضه نيز ممزوج نمايند و لهذا واجب است كه معالج عالم بود و به مقدار مزاج طبيعى جگر كسى كه معالجهء او كند تا آنكه چون به سوى آن رو كند بايستد . و بدان كه چون در علاج كبد خطا كنند خطاى آن به سوى عروق و به سوى بدن مؤدى گردد و از جمله خطا در علاج او اين است كه ادرار كنند جايى كه اسهال بايد و او آن است كه ماده در قعر كبد باشد و يا اسهال كنند آنجا كه ادرار بايد و او آن است كه ماده در محدب كبد باشد كه در اين هر دو صورت به انتشار ماده و عموم ضرر مؤدى مىگردد و واجب است كه ادويهء مستعمله در امراض كبد نهايت باريك بسايند هر گاه بدان ارادهء ادرار باشد و كمتر از آن اگر ارادهء اسهال بدان باشد ليكن آن نيز باريك باشند و لهذا براى آن اقراص مىسازند كه در آن دو بار ادويه سائيده مىشود و براى هر عضو بعيد ضيق المسلك ادويهء باريك سوده به كار مىبرند و ادويهء منفذ و مبدرق بدان مخلوط مىكنند تا در مسالك ضيقه نفوذ نمايند و مكث آن در معده و انفعال او از حرارت معده كمتر شود و به سوى كبد زودتر برسند و نفع آن تمام‌تر حاصل شود و بايد كه لطيف الجوهر باشند تا به جگر برسند حار باشند يا بارد و يا قابض و از شأن ملطفات است كه حدت در خون پيدا مىكنند اگر چه تفتيح مىنمايند پس طبيب را رعايت اين امور واجب است و مثل ماء الاصول كه از جمله مفتحات و ملطفات آن است گاهى در كبد توليد اخلاط مختلفه غير مناسبه مىكند پس هر گاه دو سه روز آن را متواتر بنوشند عقب او چيزى ملين طبيعت بخورند و از آنكه اندفاع فضول آن بدون نضج متصور نيست از ادويهء آنچه منضج و ملين بود نيز مدخلى تمام دارد و اما در ادرار ماء الاصول بنفسه فعل كند و جميع انواع كاسنى خصوصاً برى كه مائل به حرارت مىباشد نافع امراض كبد است اما محرورين را با سكنجبين و مبرودين را به ماء العسل بدهند و جگر گرگ بالخاصية نافع است و همچنين لحوم حلزونات . ذكر اشياى ضاره كبد بدان كه ادخال طعام بر طعام يعنى هنوز طعام اول هضم نشده باشد كه طعام ديگر بر آن بخورند و اساءت ترتيب او ضارترين اشيا است مر كبد را و خوردن آب سرد دفعة بر نهار و بعد حمام و جماع و رياضت بسا است كه مؤدى به سوى تبريد شديد جگر مىگردد و به سبب حرص كبد ملتهب بر جذب كثير در آن اوقات و گاهى مؤدى به استسقا مىشود و به ضرورت در مثل اين حالت آن را به شراب ممزوج نمايند و آن را بسيار سرد نسازند و يك بار سيراب نشوند بلكه اندك اندك از كوزه ضيق الرأس به مص بنوشند و لزوجات بتمامه مضر كبداند به جهت آنكه مورث سده مىشوند و گندم از جملهء لزوجات است نسبت به كبد اگر چه بعد هضم كبدى نسبت به اعضاى ديگر لزج نيست و هر گندم چنان نيست بل آنكه در آن علكيهء باشد و شراب شيرين در جگر سدها پيدا كند و آن بنفسه جالى فضول سينه باشد و نان فطير و برنج و قطائف و اشنا و كلهپايچهء گوسفند و لحوم غليظ و اغذيهء غليظ زيان دارد . و گويند كه آنچه به جگر بسيار ضرر دارد تشنگى كشيدن است و حركات عنيفه بالاى طعام و بر خلو معده و نوشيدن آب در ميان خواب و همچنين حلوه با شكم سير خوردن و طعام‌هاى لين و همه شيرين‌هاى مفرط و اشياى گرم و بالاى آن شراب و آب سرد و كذا خوردن گل و